تبليغاتX
وبلاگ تخصصی چادر

وبلاگ تخصصی چادر

پیام زن بی حجاب به مردم جامعه

به نام او

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد

 

پیام زن بی حجاب به مردم جامعه

 

زن بی حجاب و بد حجاب با طرز پوشش و سخن

و ناز و عشوه های خود ناخودآگاه می گوید :

من به ظاهر مسلمانم اما در عمل خیر

و به خدا و قیامت چندان اعتقادی ندارم

و ظاهرم گواه روشنی از باطنم است

خداوند علیم می فرماید:

ای پیامبر بگو هرکس بر طبق روش و باطن خود عمل کند

 پس پروردگار شما آنان را که راهشان نیکوتر است

 بهتر می شناسد

به قول شاعر :از کوزه همان برون تراود که در اوست

این قبیل زنان با حرکات تحریک آمیز خود اظهار می کنند که

شوهر و پدر و برادرشان نسبت به ناموس

 غیرت و مردانگی از خود نشان نمی دهند زیرا اگر غیور بودند

اجازه نمی دادند آنها این گونه پا به محیط بیرون بگذارند

پیام این زنان آن است که من گلی خوشبو هستم که با آرایش 

و ناز و کرشمه همه  از بویم استشمام می کنند

و من با صرف وقت برای آرایش و زیبا سازی خود

می خواهم دل های مردان هرزه را به خود متوجه سازم

و با این کار مورد نظر آنها قرار گیرم

و شهرتی به دست آورم و کمبود هائی را

 که در وجودم است جبران کنم

زیرا می بینم بعضی از انسان ها مورد احترامند

و از مقام و شخصیت بالائی برخوردار اند

اما من به ناچار می خواهم با ناز وعشوه و

حرکات شهوت انگیز مورد احترام قرار گیرم

 

ولی افسوس در همان لحظه ای که مرد هرزه ای نگاهم می کند

در خود احساس شخصیت و غرور کاذب می کنم

ولی بعد دچار اضطراب و سر در گمی می شوم

و تمام آن کمبود ها و عقده ها در وجودم

نه تنها کم نمی شود بلکه شدت می یابد

اگر نتوانستم کسی را شکار کنم و یا

 در اثر تقوی وغیرت جوانی نگاهم نکرد

 (آلان از این جور جوان ها هست؟)

برایم ناراحت کننده است بطوریکه

 می خواهم از درون فریاد برآورم که

"کسی به من توجه کند "

 شما چه فکر می کنید ؟

 

ما را در دعایتان فراموش نکنید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 6  توسط دختران چادری  | 

شعری درباره مد پرستی

 

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد

 

 

شعری درباره مد پرستی

 

 

 

ای شنیدم که شبی بر سر مد             دختری با پدرش بود به جنگ

 

پدر از روی نصیحت می گفت                   که مکن پیروی از راه فرنگ

 

مرو از خانه برون بی چادر                    بر تن خویش مکن دامن تنگ

 

ای بسا گرگ که در جامه میش                      بهر صید تو نوازد آهنگ

 

نکنند این دغلان از دغلی                     بهر اغفال تو یک لحظه درنگ

 

دختر از روی تعرض گفتش                  آنچه تو گوئی بود جمله جفنگ

 

باش خاموش دگر یاوه مگو                      که تو پیری و بری از فرهنگ

 

مدتی شد سپری زان جریان         تا که یک شب پسری گوش به زنگ

 

با سخن های زیبنده عشق                       با بیانات دل انگیز و قشنگ

 

همچو آهو به سخن رامش کرد                   از ره حیله چو روباه زرنگ

 

گوهر عفت او را زد و برد                         کرد دامان وی آلوده به ننگ

 

همچنانی که به خود می بالید                زیر لب زمزمه کرد این آهنگ

 

صید با پای خود افتاد به دام                  مرغ با میل خود افتاد به چنگ

 

ما را در دعایتان فراموش نکنید

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 8  توسط دختران چادری  | 

ضرورت پوشیدن چادر در این عصر

به نام او 

بنام پروردگار عشق و محبت

بنام خدائی که حضرت زهرا (س)را آفرید

تا مقام والای زن را به تمام جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد

 

 

ضرورت پوشیدن چادر در این عصر

 

 

امروزه دشمنان اسلام از راه های مختلف می خواهند زشتی محرمات

و معاصی و منزلت حیا ،عفت و چادر را از بین ببرند.

 

از همین رو به شیوه های مختلف مانند فیلم های آنچنانی ، سایت های مبتذل

و شبکه های ماهواره ای در اذهان جوانان القا می کنند

که ارزش ، شخصیت و تمدن در لباس های زننده و آن چنانی است

 

در چنین موقعیتی باید زنان و دختران مسلمان هوشیار باشند

و نه تنها با پوشش مناسب و شایسته خویش پاسخ دندان شکنی

به این خود باختگان بدهند بلکه دیگران را نیز به پوشش برتر تشویق نمایند

 

ما دختران چادری باید علاوه بر اینکه با چادر حجاب خود را حفظ می کنیم

به دوستان و اطرافیانمان نیز این پیشنهاد را بدهیم

باید از فواید و آثار دنیوی و اخروی آن صحبت کنیم

 

بعضی از دوستان سوال می کنند با توجه به شرایط روزگار

این همه سخت گیری به حجاب چه لزومی دارد ؟

 

خوب است به این دوست عزیزم بفرمایم که ما همیشه نباید به

جوانب سخت یک مسئله توجه کنیم بلکه ما باید به مسائلی که

دشمن را به وحشت می اندازد بسیار حساس باشیم و بکوشیم تا آنها

را تقویت کنیم که صد البته چادر یکی از آنهاست

 

خواهرم براستی این همه سهل انگاری ها و اشکال تراشی ها

چه قدر از خانم های بد حجاب را با حجاب کرده است و اصلاح شده اند

این سخنان فقط راه را برای سو استفاده آنها باز کرده است

تا روز به روز بر جسارت و ابتذالشان بیافزایند .

 

گاهی اوقات نداشتن آگاهی کامل و ضعف ایمان و طعن دختران ناآگاه

بعضی از همین دختران چادری را نیز بی چادر کرده است

در حالی که مادرانشان چادری و مومن  بوده اند .

 

فرانتس فانون می گوید :هر چادری که کنار گذاشته شود

 امید حمله ور شدن استعمار را ده برابر می کند

 

باید بدانیم که دشمن به هیچ پوششی راضی نیست

بلکه تنها قصد به ابتذال کشیدن ما جوانان

و در نهایت نابودی جامعه و غارت اموال آن را دارند

 

اگر ما امروز به این حرف آنها خام شدیم که چادر دست و پا گیر است

یا اینکه حجاب مگر به چادر است و ...

به مانتو و روسری راضی شدیم روز بعد قدم را بلندتر بر می دارند

 و روسری را زیر سوال می برند و ما را به شال های کذائی ای

 - که متاسفانه برخی از ما دختران را خام کرده است – ترغیب می کند

 

در این دوره زمانه واقعا میتوان به این سخن خداوند سبحان

به رسول گرامیش که سلام و صلوات خدا بر او باد پی برد که فرمود:

یهود و نصاری هرگز از تو راضی نخواهند شد تا

(بطور کامل تسلیم خواسته های نادرست آنها شوی)

از آئین (تحریف شده) آنها پیروی کنی .

ای پیامبر به آنها بگو راه حق و راه درست فقط راه خداوند است

(سوره بقره آیه 120)

 

فرجش  را در دعا فراموش نکنید

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 5  توسط دختران چادری  | 

دختر خانم چادری فاجعه است

به نام او 

بنام پروردگار عشق و محبت

بنام خدائی که حضرت زهرا (س)را آفرید

تا مقام والای زن را به تمام جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد

 

دختر خانم چادری فاجعه است

 

دختر خانم چادری که جلوی موهایش را مثل یک تاج خروس بیرون میآورد واقعا فاجعه است

 

دختر خانم چادری ای که صدای قهقهه اش تا ده تا خانه آنطرف تر می رود فاجعه است

 

دختر خانم چادری که تمام اقوام و خویشانش برایش محرم محسوب می شوند فاجعه است

 

دختر خانم چادری که با صورت آرایش کرده از خانه بیرون میرود واقعا فاجعه است

 

دختر خانم چادری ای که توی عروسی ها می رقصه واقعا فاجعه است

 

دختر خانم چادری ای که حاضره شب عروسی اش لباس نیمه عریان بپوشد فاجعه است

 

دختر خانم چادری ای که توی دانشگاه با پسرای همکلاسی اش بگو و بخند داره فاجعه است

 

دختر خانم چادری ای که حیا نمی کند که توی تاکسی کنار یک پسره واقعا فاجعه است

 

 اینها فاجعه اند اما

 

دختر خانم چادری که وقتی یک دختر بد حجاب را می بیند و از او روی می گرداند

 

نه تنها فاجعه است بلکه یک بحران شدید و خطر ناک است

 

براستی ما چادری ها تا حالا چه قدر توانستیم روی بد حجاب ها اثر مثبت بگذاریم

 

و نه تنها دید آنها را به پوشش عوض کنیم بلکه آنها را به چادر متمایل کنیم ؟

 

واقعا اگر کسی از ما بتواند یک دختر بد حجاب را با حجاب کند

 

به معنای واقعی یک جهاد کرده است .

 

اگر شما دوست گرامی این طور جهادی کرده اید 

 

داستان خود را برای ما بنویسید تا ما آن را در وبلاگ ثبت کنیم

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 5  توسط دختران چادری  | 

پوشش مگر لذت دارد ؟

به نام او

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا (س) را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد

 

 

پوشش مگر لذت دارد ؟

 

 

نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی

 سیاهی چادرم دل مردانی را که چشمشان به دنبال

خوش رنگ ترین زن هاست را می زند

 

نمی دانید که چه لذت بخش است وقتی وارد مغازه ای می شوم

 و می پرسم آقا این ها قیمتش چنده ؟ و فروشنده جوابم را نمی دهد

 دوباره می پرسم آقا این ها چنده ؟

جوابی نمی شنوم کمی که دقت می کنم می بینم

فروشنده محو موهای مش کرده و بیرون آورده شده زن دیگری است

و اصلا هیچ نگاه و توجهی به من ندارد

خوشحال می شوم و از مغازه بیرون می روم

 

نمی دانید چه لذتی دارد وقتی مرد هائی که به خیابان می آیند

تا با دیدن دختر خانم های آرایش کرده و نیمه برهنه لذت ببرند

ذره ای به من نگاه نمی کنند و محل نمی گذارند

 

نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی شاد و سرخوش

در خیابان قدم می زنم درحالی که دغدغه این را ندارم که

 شاید گوشه ای از زیبائی های ساختگیم پاک شده باشد

 تا خود را با دلهره به نزدیک ترین محل امن برسانم و خود را کنترل کنم

 و زیبائی از دست رفته ام را به صورتم  باز گردانم

 

نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی

در خیابان و دانشگاه و... راه می روم

و صد قافله دل کثیف همراهم نیست

به این دلیل که صورت های آرایش کرده و لباس های آنچنانی

برخی دختر خانم ها دلهای آنها را از قبل ربوده و من دیگر در دل آنها جا ندارم

 

نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی جولانگاه

نظرهای ناپاک و افکار پلید مردان شهرم نیستم فقط به این خاطر که

برهنگی های برخی دختر ها نظر آن مرد ها را به خود جلب کرده است

 

نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی می بینم

که می توانم اطاعت خدایم را بکنم نه هوایم را و این اراده را

خدا فقط به خاطر پوشیده بودنم به من داده است

 

نمی دانید و واقعا نمی دانید که چه لذتی دارد وقتی

کرم قلاب ماهی گیری شیطانبرای به دام انداختن مردان هرزه

شهرم نیستم چون شیطان از برهنه تر ها

بعنوان کرم قلابش استفاده می کند.

 

نمی دانید و واقعا نمی دانید چه لذتی دارد وقتی در خیابان

 راه می روم در حالی که یک عروسک متحرک نیستم

که باهام بازی کنند بلکه تنها یک رهگذرم

 

نمی دانید چه لذتی دارد وقتی که چادرم در برابر باد و بوران های شدید

آنچنان مقاومت می کند تا ذره ای از بدنم را در معرض

دید پسران و مردان هرزه قرار ندهد

 

نمی دانید واقعا چه لذتی دارد وقتی با چادر به کافی نت

 سر خیابان می روم  همه با یک نگاه مسخره کننده

 از کنارم رد می شوند ولی من آن قدر اراده دارم که

 رضایت خدا را با این تمسخرها عوض نکنم

 

نمی دانیدکه چه لذتی دارد

وقتی با حجابی 

وقتی که با چادری

انگار حس می کنی خدا دوستت دارد

حس می کنی به خدا نزدیک شده ای

 

نمی دانید واقعا نمی دانید چه لذتی دارد این حجاب

خدایا لذتم مدام باد

 

ما را در دعایتان فراموش نکنید

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 5  توسط دختران چادری  | 

آیا حجاب به چادراست ؟

 

به نام او

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد

 

 

آیا حجاب به چادراست ؟

 

 

مستر همفر جاسوس انگلیسی در خاطرات خود می نویسد :

در مساله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده ای

 به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی

و رها کردن چادر مشتاق شوند

 پس از آنکه حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت

وظیفه ماموران ما این است که جوانان را به عشق بازی

 و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله

فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهندبرای این کار لازم است

زنان غیر مسلمان کاملا بدون حجاب ظاهر شوند تا

زنان مسلمان از آنها تقلید کنند

 

(خاطرات همفر)

 

می دانید این حرف ها یعنی چه ؟

 

یعنی اینکه همیشه با مانتو بیائیم تا آنها چادر را کنار بگذارند

 

یعنی اینکه فیلم های برهنه نشانشان دهیم

 

تا آنها به نیمه برهنه راضی شوند

 

یعنی اینکه سر لخت نشانشان دهیم تا آنها

 

با موی بیرون آمده درجامعه حاضر شوند

 

یعنی اینکه فیلم هائی که دختر و پسر در آغوش هم می روند

 

را نشان دهیم تا این کار برایشان عادی شود

 

یعنی اینکه عکس های عریان زن و شوهر نشانشان دهیم

 

 تا آنها عکس نیمه عریان بگیرند.

یعنی اینکه دختر بلوز شلواری نشانشان دهیم

 تا آنها با مانتوی کوتاه بیرون بیایند

با این فکر که اگر زنی خانمی چادری را دید

 بگویند: نه به این شوری شور و نه به آن بی نمکی

بگویند: نه این قدر افراطی و نه آنقدر تفریطی

تا اینکه حد وسط را انتخاب کنند که همان مانتوی کوتاه می شود

طرز فکر غربی ها را می بینی ؟

می بینی چطور دارند با چادر مبارزه میکنند ؟

واقعا اگر حجاب به چادر نیست پس

چرا این همه با چادر مبارزه دارند ؟

جوابش این است که

ترک چادر مرحله اول است اگر چادر رها شود

می توان وارد مرحله بعد شد

در غیر این صورت آنها شکست خورده اند

ما را در دعایتان فراموش نکنید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 5  توسط دختران چادری  | 

شعر چادر

به نام او

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد

 

 

 شعر چادر

 

 

نصیحت گوش دار ای زن اگر دارای دانائی

 بنای وهم برهم زن اگر جویای فتوائی

 

چو غنچه رو بپوش از چشم طماع هوسرانان

وگرنه جز صباحی چند نباشی در فرح زائی

 

تا که مهتاب زیبا رخ نپوشد پرده شب را

کجا در صبح پیروزی ببیند روز پیدائی

 

برون از کیسه چون در شد کمینش دزد چادر زد

خیال شوم دارد او از این توصیف زیبائی

 

فنای ماهی زیبا همان آزادی از دریاست

برون از خیمه عفت تو در زندان کبرائی

 

ز هر کنجی نواهائی  ز هر فکری سخن هائی

اگر بیراهه رفتی تو گرفتار شرر هائی

 

چو از دروازه عصمت برون رفتی خطا کردی

صباحی حور و شیدائی سپس مبغوض و تنهائی

 

چراغ روز فردایت حجاب خوب امروزست

نهایت چادر شب را سحرگاهی است مینائی

 

لباس عصمت و تقواست  نشان حکم کرمنا

میفکن سایه طوبی اگر هشدار و بینائی

 

تو رمز خلقتی ای زن تو محبوب خداوندی

دل مردان حریم اوست رها کن این خودآرائی

 

بدان بی پرده می گویم اگر گوشت خریدار است

مرو از چادر عصمت اگر در راه زهرائی

 

(با تشکر از آقای جلفائی)

 

 مطمئن باشید که فرج آقا نزدیک است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 7  توسط دختران چادری  | 

چادری ها هم بترسند ؟

به نام او

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد.

چادری ها هم بترسند ؟

سلام دوست دارم عبرت نامه من را بخوانید

 من یک زمانی خیلی دختر سر به زیری بودم

خیلی دختر با حجاب و پوشیده ای بودم

هیچ وقت چادرم از سرم جدا نمی شد

یک جورائی با چادرم انس گرفته بودم

تا جائی که بدون چادر رفتن در جامعه برایم مایه شرم بود

از آقا پسرائی که آویزان دخترا بودند و خودشان را برای آنها عزیز می کردند

خیلی بدم می آمد. پیش خودم می گفتم: مردی مگر اینه

اگر پسری دور و برم می آمد خیلی زود خودم را گم و گور می کردم

تا نکند من هم وسوسه شوم چون میگویند اگر وسوسه شدی دیگر کار تمام است

از دخترائی که با ناز و عشوه جلوی پسرا حرف می زدند متنفر بودم

بدم می آمد که گوشه ای از بدنم را کسی لخت ببیند

اصلا موهایم را نشان کسی نمی دادم و خلاصه بگم

خیلی با دین و ایمان بودم البته نه مثل خیلی ها که فقط از مسلمانی

نماز خوندن را یاد گرفته اند. مسلمان واقعی

خیلی توی ارتباطاتم دقت می کردم

روزگار می گذشت .وارد دانشگاه شدم و تحصیل می کردم  تا اینکه یک روز

یک دختر خانم که من اصلا نمی شناختمش از من یک جزوه خواست و گفت

 من توی فلان کلاس دیدم شما خوب می نویسید گفتم جزوه تان را بگیرم

من هم با اینکه نشناختمش ولی جزوه ام را به او دادم

 و با خودم گفتم یک جزوه می خواهد اشکالی که ندارد

ولی بهش گفتم که فلان روز امتحان دارم روز قبلش (یعنی سه شنبه)

جزوه را برایم بیاور تا یک نگاهی به آن بکنم. آن هم گفت باش

بالاخره سه شنبه شد ولی دختره را سر کلاس ندیدم خیلی نگران شدم

فکرهای زیادی به سرم زد که نکند از امتحان نمره خوبی نگیرم و یا...

بالاخره آخرهای شب که شد دیدم تلفن زنگ زد گوشی را که برداشتم دیدم

همان دختر خانم هست با چرب زبانی خاصی بهم گفت ببخشید

که جزوه را امروز نیاوردم من امروز حالم بد بود و نتوانستم به دانشگاه بیایم

من هم که توی فکر امتحان خودم بودم  گفتم: جزوه را می خواهم چکار کنم

گفت :اگر واقعا برای امتحان نیازش داری آدرس بدهم تا بیائی و بگیریش

من هم که خیلی برای امتحان استرس داشتم گفتم آدرس بده

آدرس داد و من دیدم که راهش خیلی دور نیست دیگر به والدینم نگفتم

پیش خودم گفتم که زودی برمی گردم

رفتم تا رسیدم به در خانه دوستم که آیفن تصویری هم داشت

یک آقا پسر گفت بفرمائید داخل

ناهید(همان دوستم) رفته دست شوئی الآن می آید 

من هم رفتم داخل خانه وارد سالن که شدم

دیدم آقا پسری با ادب و احترام کامل به من سلام کرد و گفت

شما بفرمائید داخل اتاق ناهید تا ناهید بیاید

من رفتم داخل اتاق و بعد از چند ثانیه همان آقا پسر

 با یک لیوان شربت خنک داخل اتاق شد و گفت بفرمائید نوش جان کنید

تا خواهرم بیاید من هم که پیش خودم می گفتم چه پسر با ادب و خوش برخوردی

شربت را گرفتم و از روی سادگی خوردم و منتظر ماندم تا ناهید بیاید

اما نمی دانم که چی شد که خیلی زود خوابم برد(البته بعدش فهمیدم)

بیدار که شدم دیدم

نه چادری بر سر دارم

نه مانتوئی بر تن دارم

نه شلواری بر پا دارم

نه روسری بر تن دارم

نه لباس زیری دارم و نه هیچ چیز دیگر

خلاصه بگم لخت لخت توی اتاق روی یک تخت افتاده بودم

و یک دفعه دیدم همان آقا پسری که من فکر می کردم با ادب است

برهنه ی برهنه وارد اتاق شد .و همین که دید من به هوش آمده ام از ترس اینکه

ممکن است جیغ داد کنم .سریع لباسهایش را پوشید و پا به فرار گذاشت

با دیدن آن پسر تازه کمی از داستان برایم روشن شده بود

بالاخره با فلاکت و ابرو ریزی زیادی خانواده و پلیس را در جریان گذاشتم

و نیروی انتظامی با تحقیقات خود به نتیجه هائی پی برد

از جمله این که

دانشجوئی به مشخصات آن دختر خانم اصلا وجود نداشت

خلاصه حقیقت این بود که

یک آقا پسری که من اصلا در دانشگاه او را ندیده بودم

ولی او مرا دیده بود و خیلی هم شناخت پیدا کرده بود و

فهمیده بود که من به پسر ها باج نمی دهم خواسته بود

 یک جورائی آبروی مرا ببرد که موفق هم شد

یعنی یک دختر خانم را که به اصطلاح دوست دخترش بوده

به سمت من می کشاند تا با من آشنا شود و ارتباط برقرار کند

به اسم جزوه گرفتن مرا به خانه دوستم می کشاند که در اصل منزل خودش بوده

تا با من اعمال منافی عفت انجام دهد و ابروی مرا ببرد

که در این کار موفق هم شد

بالاخره با تلاش های پیگیر نیروی انتظامی آقا پسر را یافتند و با ردیابی هائی که

انجام شد آن دختر خانم را هم گرفتند

و من که این دو آبرویم را برده بودند تنها کاری که توانستم انجام دهم

تا کمی از عقده های دلم کم شود این بود که در صورت هر دوی آنها

 تف بیاندازم تا دیگر با آبروی کسی بازی نکنند

(اما چه فایده کاری که نبایست بشود شد )

پس ای خواهرم مراقب باش که

شیطان از هر راهی وارد می شود

به هوش باش.

در ضمن وبلاگ حجاب هم به روز شد.

ما را در دعایتان فراموش نفرمائید

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 5  توسط دختران چادری  | 

داستان خودم و دوستانم

به نام او

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد.

 

 

داستان خودم و دوستانم

 

 

راستش داستان از اینجا شروع می شود که طی بررسی هائی

 

که ما به همراه دوستانمان در

 

وبلاگ حجاب 

 

انجام دادیم به نکته مهم و قابل توجه ای پی بردیم.

 

و آن این است که از میان بیست و پنج هزار بازدید از وبلاگ حجاب

 

 حدودا نوزده الی بیست هزار آن از ایران بود و

 

 بیست الی سی کشور هم بازدید هائی

 

که هر کدام در حدود ده سی الی چهل نفر بودند داشتند.

 

که تا اینجا مشکلی وجود نداشت. اما مسئله مهم و قابل توجه

 

 اینجاست که ایادی غرب که مرکز آنها در انگلستان است

 

به طور باور نکردنی ای در حدود پنچ هزار بازدید از وبلاگ ما داشته اند

 

که به وضوح بیانگر نقشه و توطئه آنها علیه اسلام و حجاب و خصوصا چادر است

 

زیرا از میان این همه لینک که وبلاگ حجاب داشته است تنها وبلاگ ما

 

است که پس از بالا آمدن وارد یک سایت مستعجن می شود .

 

که این سایت های مستعجن هم کار خود همین غربی هاست.

 

لذا اگر کسی می تواند این مشکل ما را حل کند بسم الله .

 

در ضمن اگر خواستید مطالب وبلاگ را مطالعه کنید

 

چون سریعا پس از باز شدن وارد سایت خلاف می شود کلید 

 

کلید بک را بزنید و سپس آن را استپ کنید

 

با تشکر از شما

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 6  توسط دختران چادری  | 

به نظر من چادر مانع فعالیت بانوان است

به نام او

بنام پروردگار عشق و

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید

تا مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیدوارم مطالب این وبلاگ بر روی افکار شما تاثیر بگذارد 

 

 

به نظر من چادر مانع فعالیت بانوان است

 

 

 

بیشتر چیز هائی که بشر مورد استفاده قرار می دهد و یا

 

 از آنها لذت می برد بدون زحمت حاصل نمی شود حتی

 

غذا خوردن با آن همه منافعی که برای انسان دارد بدون زحمت نیست 

 

اما بشر بخاطر فواید زیادی که دارد درد سر هایش را تحمل می کند

 

چادر هم از این قاعده مستثنی نیست

 

اگر چه شاید زن بدون چادر راحت تر باشد

 

ولی بخاطر امتیازات و خوبیهائی که دارد

 

همه مشکلاتش را تحمل می کند

 

همان طوری که اگر خانمی در محل کارش مانتو نداشته باشد

 

 راحت تر است اما به خاطر آثار مثبت حجاب آنرا تحمل می کند

 

وقتی مزایای چادر بیشتر از هر نوع حجابی است

 

طبیعی است که درد سرش هم کمی بیشتر است

 

چنانچه رسیدن به غذاهای پر فایده و طبخ آنها کمی درد سرش

 

از غذاهای حاضری بیشتر است

 

 حجاب برتر نیز به خاطر آنکه بهترین نوع پوشش

 

 برای زن محسوب می شود طبیعی است که زحمت هم دارد

 

و یک خانم چادری مثل یک زن مانتوئی در اجتماع و

 

 در حضور یک نامحرم آزاد و راحت نمی باشد

 

لذا اگر خانمی امتیازات چادر را می خواهد

 

باید سختی های جزئی آنرا تحمل کند

 

و زمانی که تحمل کرد طبیعی است که نزد خدا و پیغمبر 

 

و ائمه اطهار از احترام بسیار بالائی برخوردار است

 

پس ملاک رسیدن به کمالات علمی ومعنوی

 

 نباید راحتی و عدم راحتی باشد

 

بلکه معیار باید رسیدن به هدف و ارزش باشد

 

اگر چه در آن راه مشکلاتی باشد

 

همیشه راحت ترین راه بهترین راه نیست

 

ما را در دعایتان فراموش نکنید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 5  توسط دختران چادری  |